فعّال و رهنما كه به تنهايى انسان را مالك و حاكم بر محيطش قرار مىدهد ، سرمايه موفّقيّت است و همين كه يك بار به وجود آمد بايد به وسيلهء رشد و پيشرفت ساير طرق دانش و معرفت تقويت شود .
در دورانى كه بشر بالنسبه حالت بدويت داشت و كم و بيش محكوم به تخيل و تصور بود ، نظامهاى فلسفى عظيم و مهمى به وجود آورد ، ولى نبايد فراموش كنيم كه اين نظامسازىها در قديم فقط كار افكار معنوى بود و بيشتر از اين كارى نمىتوانست انجام دهد كه روشهاى عقايد مذهبى مبهم و رواياتى را وضع كند ، ولى توانست براى اوضاع و احوال و احتياجات حيات حس و شهود راهى نشان دهد .
وقتى كه از اين ديدگاه به مطلب توجّه مىكنيم ، مىبينيم كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بين عالم قديم و جهان جديد قرار گرفته است ، يعنى تا جايى كه مطلب مربوط به منشأ وحى و الهام اوست ، وجود او متعلق به عالم قديم است و جايى كه موضوع مربوط به روح وحى و الهام او مىشود ، متعلق به جهان جديد است .
حيات در وجود او ، منابع دانش و معرفت ديگرى را متناسب با مسير جديد كشف مىكند ، و من اميدوارم بتوانم به صورت رضايتبخشى براى شما ثابت كنم كه پيدايش اسلام يعنى پيدايش ذهن يا عقل فعّال .
مسألهء نبوّت در اسلام به جايى مىرسد كه حد كمالش را احراز مىكند و اين كمال به جايى منتهى مىشود كه خود را نيازمند آن مىداند كه به مسألهء نبوّت پايان دهد و ختم آن را اعلام كند . اين جريان شامل اين معنى دقيق است كه از اين به بعد سررشتههاى حيات ، نبايد در دست افراد معين و مشخصى باشد و بشر براى اينكه از منابع وجدان و شعور نهايى خود كاملًا استفاده كند بايد اختيارش به خودش واگذار شود . القاى عنوان رهبرىهاى روحانيت ارثى و
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 401
مساهمون: أحمد أمين
ص٤٠١