رسالت تصوّف در اسلام به اين صورت درآمد كه براى تحقيقات و آزمايشهاى عرفانى نظم و ترتيبى برقرار كند . « 1 » گو اينكه بايد اعتراف كرد كه ابنخلدون تنها مسلمانى بود كه در اين زمينه با يك روح كاملًا علمى وارد شد . اما بايد دانست كه رياضتهاى درونى و آزمايشهاى روانى يكى از منابع دانش و معرفت بشرى است ، زيرا مطابق تعليمات قرآن كريم ملاحظه مىشود كه براى كسب دانش و معرفت دو منبع ديگر ، يكى طبيعت و ديگرى تاريخ وجود دارد ، و در پرتو استفاده از اين سه منبع دانش و معرفت ، روح اسلام به بهترين صورتى جلوهگر مىشود .
قرآن كريم آيات حقيقت نهايى را در آفتاب و ماه ، امتداد ظل ، تبديل شب به روز ، در اختلاف رنگها و زبانها و توالى و استمرار پيروزىها و نابودىها و بالعكس در ميان مردم ، در حقيقت در كليهء مظاهر عالم طبيعت ، به طورى كه براى بشر محسوس و مشهود است محل نظر و مورد توجّه و دقت قرار مىدهد و وظيفهء شخص مسلمان اين است كه در اين آيات تعمق و تدبر كند . « 2 » نه اينكه مانند كوران و كران اين آيات را نديده و نشنيده بينگارد . به همين دليل ، قرآن تصريح مىكند كه « هر كس در اين جهان كور باشد ، در جهان آخرت نيز كور
هامش
( 1 ) . نظم و ترتيب در آزمايشهاى عرفانى دستگاه تصوّف همان مراحلى است كه براى سالك در نظر گرفتهاند و وظايفى رابر عهدهء سالك قرار دادهاند تا مراحلى را طى كند و به كمال مطلوبش برسد .
( 2 ) . ( هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّيُفَصِّلُ الآْياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) ( سورهء يونس ، آيه 5 )
( أَلَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَليلًا ) ( سوره فرقان ، آيه 45 )
( إِنَّ في اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لآَياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ ) ( سورهء يونس ، آيه 6 )
( قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ) الى آخر ( سورهء يونس ، آيه 101 ) .