علمى به طبيعت مىنگرد و براى كشف اسرار و رموز طبيعت مىكوشد نيز در حكم همان عارفى است كه از راه نماز در جستجوى حقيقت است » .
در اين مورد بايد گفت كه چه فكر شريفى است كه تجسسات علمى را در حكم نماز تلقى كنيم ! منظور واقعى نماز به بهترين وجه در موقعى انجام مىشود كه نماز به جماعت برگزار شود . روح نماز اصولًا عبارت است از روح اجتماع . نماز چه به صورت انفرادى برگزار شود و چه به صورت جماعت ، حاكى از آن است كه آرزوى انسان در اين جهانِ مملو از سكوت تحقق يابد و دعا و درخواستهاى او مستجاب شود .
نتيجهاى كه از يگانگى خودىِ جامع و كامل و به تعبير ديگر يگانگى خدا به دست مىآيد اين است كه وحدت بشر تأمين شود . مطابق تعليمات قرآن تقسيم بشر به نژادها ، ملتها و قبيلهها فقط به اين منظور است كه يكديگر را بشناسند . بنابراين صورت اجتماعى نماز در اسلام ، علاوه بر ارزش مشخص و معلوم آن ، نشانهء ديگرى است كه اصولًا وحدت بشر بايد به عنوان يك حقيقت مسلم تأمين شود ، و بدين وسيله تمام موانع و سدهايى كه ميان افراد بشر به وجود آمده است برداشته شود .
اقبال در چهارمين خطابهاش ، بحث راجع به خودى انسان و آزادى و جاويدانى آن را طرح مىكند . در فصل گذشته راجع به خودى انسان بحث كرديم ولى اقبال در اين خطابه ضمن ساير نكاتى كه بيان مىكند توضيح مىدهد كه با همهء تأكيدى كه اسلام دربارهء آزادى خود ابراز مىكند ، سخيفترين نوع « فاتاليزم » يعنى جبر يا عقيده به قضا و قدر ، در جهان اسلام راه يافته است . به نظر اقبال ، آن
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٨٦