لزوم مسألهء تجديد فكرِ فقاهتى در اسلام را مورد بحث قرار دهيم » . « 1 »
اقبال به كار خطيرى دست زد و آن عبارت است از احياى فكر دينى در اسلام كه بر اثر دعوت دانشگاههاى مدراس ، حيدرآباد ، و عليگر با ايراد خطابههايى اين منظور را انجام داد . اين خطابه در يك مجلد جمعآورى و به همين نام منتشر شد .
ابتدا اقبال مىخواست نام اين مجموعه را « اسلام به طورى كه من درك مىكنم » بگذارد . در اين خطابهها ، اقبال اصول اساسى اسلام را در پرتو فكر جديد و با توجّه به علوم طبيعى مورد بحث قرار داد و بعد پارهاى از اصول مندرج در آن را توجيه و تفسير كرد . اولين خطابه به عنوان علم و تجربهء دينى القا شده است ، كه در اين خطابه اقبال راجع به اختلافاتى كه در علم ، از منابع مختلف سرچشمه گرفته است بحث مىكند و مىگويد : « قرآن با تصديق به اينكه وضع تجربى در حيات روحانى و معنوى بشر مرحلهاى قاطع و مسلم است ، به هر جنبهاى از تجربيات بشرى كه براى رسيدن به حقيقت افادهء علم كند ، اعم از اينكه مظاهر آن ذهنى باشد يا خارجى ، اهمّيّت مىدهد » .
توضيح مقال آنكه : مطابق تعليمات قرآن آنچه كه از مجراى ادراك روحانى به صورت وحى و الهام به انسان برسد و از بوتهء آزمايش درآيد ، سنديت دارد ، به همان نحوه و بر همان منوال ، قرآن به هر جنبهاى از تجربيات علمى بشر كه براى وصول به حقيقت مطلق مفيد علم باشد ، اعم از اينكه مظاهر اين آزمايشات ذهنى باشد يا خارجى ، آن را نيز معتبر مىداند . براى تأمين و تثبيت جلوهء كامل معنى حقيقت اين ادراك بايد منضم به ادراك ديگرى شود كه قرآن آن را به قلب
هامش
( 1 ) . كتاب احياى فكر دينى اسلام تأليف علامه اقبال .