هيچ نظر بد نيست ، زيرا فرهنگ اروپايى از لحاظ فكرى و عقلى نمودار تكاملى از مهمترين صور و اشكال فرهنگ اسلام است . تنها وحشت ما اين است كه جلوهء خيره كنندهء خارجى اين فرهنگ ، ممكن است حركت ما را متوقف كند و نتوانيم به درون واقعى آن فرهنگ راه پيدا كنيم . در طول تمام اين قرونى كه بر بىخبرى ما گذشته است و افكار و عقول ما در خواب بوده است ، اروپا دربارهء مسائل عظيم و مهمى كه فلاسفه و دانشمندان اسلام بىاندازه به آن علاقمند بودهاند فكر كرده است و پس از برگزار شدن دورهء قرون وسطى كه مكتبهاى فقهى مسلمين تكميل شد ، پيشرفت نامحدودى در محيط انديشه و تجربه صورت گرفته است . بسط و توسعهء تسلط انسان بر طبيعت ، ايمان تازه و احساس برترى خاصى به او داده است به اين دليل بيشتر از پيش خود را بر قواى محيطش غالب و پيروز مىبيند .
نظرهاى جديدى طرح شده است و مسائل قديم در پرتو آزمايشهاى جديد دوباره مورد تحقيق قرار گرفته است و مسائل تازهاى پديد آمده است . گويى عقل بشر از موارد اساسى خود ، يعنى از زمان و مكان و عليت پا را فراتر گذاشته است !
با پيشرفت علوم طبيعى ، حتّى مفهوم فهم و ادراك ما دچار دگرگونى شده است . نظريه انيشتين جلوهء ديگرى به جهان داده است ، و طرق تازهاى را براى رسيدگى به مسائل مشترك مذهبى و فلسفى طرح مىكند . با توجّه به اين مبانى ، تعجبى ندارد كه نسل جديد اسلام در آسيا و آفريقا تقاضاى تجديد نظر در مذهبش را مىكند .
بنابراين با بيدار شدن مجدد اسلام ضرورت دارد كه با روح مستقلى در آنچه اروپا فكر كرده است و به نتايجى هم رسيده است تعمق كنيم و از راهى كه طى كرده است استفاده كنيم و در صورت
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 381
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٨١