تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
از شيخ سليمان ندوى ، شيخ‌الاسلام اخير متوفاى پاكستان ، نقل شده است كه روزى در اوج شهرت اقبال در شهر لاهور به ديدار وى شتافتم و ضمن ملاقات گفتم : « بسيار شگفت‌آور است كه من و امثال من عمرى را به تحصيل در رشتهء علوم مذهبى گذرانده‌ايم و متخصص اين رشته از معلومات شده‌ايم ، هيچ كدام نتوانسته‌ايم به قدر شما در نشر معارف اسلامى و تأثير آن در افكار مردم موثر باشيم ، و با اين‌كه معلومات و معارف دينى ، رشتهء تخصصى شما نبوده است ، تا اين حد توانسته‌ايد افكار نسل قديم و جديد را به تبليغات دينى جلب كنيد . لذا خواهشمندم راز موفّقيّتتان را براى من تصريح كنيد » . اقبال ، در پاسخ به سؤال شيخ‌الاسلام مىگويد : « اگر به زعم شما توانسته باشم در اين‌باره موفّقيّت به دست آورده باشم ، صرف‌نظر از عوامل تربيت اصيل خانوادگى كه در من مؤثر بوده است ، شايد مؤثرترين عامل ذهنى و فكرى من مولود اين خاطره باشد كه در نتيجهء توصيه و تشويق پدرم قرآن را زياد مطالعه مىكردم . روزى هنگام صبح كه مشغول تلاوت قرآن بودم ، پدرم از جلوى اتاق من عبور كرد و مرا در همان حال ديد ، آن‌گاه متجاهلًا پرسيد : « اقبال چه مىخوانى ؟ » گفتم : « قرآن مىخوانم » . گفت : « بسيار خوب ! لكن دلم مىخواهد قرآن را آن‌چنان بخوانى كه گويى بر تو نازل شده است و با تو سخن مىگويد ! » اين توصيهء پدرم ، در من اثر تازه‌اى كرد ، و از آن پس قرآن را به دستور او تلاوت و مطالعه مىكردم و اگر اثرى در نشر معارف اسلام بر فكر و تبليغم بار شده باشد ، مولود همان توصيه است ! » بارى ، آثار تربيت مادر اقبال از جهت تعليمات مذهبى كه با كمال سادگى و آرامش برگزار مىشد ، در نهاد اقبال كمتر از نفوذ تربيتى
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 378 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى