فرمانروايى در شبه قارهء هند به صورتى درآمد كه به هيچ وجه قابل تحمل نبود .
عكسالعمل اين جريان به صورتهاى گوناگون از قبيل تجدد مذهبى ، گراييدن به زهد خشك وهابى ، جدايى فرهنگى ، و حتّى خصومت آشكار ظاهر شد .
سيّد احمد شهيد و اسماعيل شهيد گروههاى مبارز و مجاهدى تشكيل دادند و عليه سيكها و انگليسىها ، براى دفاع از اسلام به جهاد پرداختند و حتّى قيام استقلال طلبانهء سال 1857 ميلادى آخرين تلاشى بود كه براى معارضه با انگليسىها و نجات از زير يوغ استعمار به عمل آمد .
بدتر از همه اينكه تا سال 1864 ميلادى نظر انگليسىها به مسلمين خصمانه بود ، زيرا مسلمين را مخالف خودشان مىديدند و مخالفت با مسلمين در شبه قارهء هند مبناى سياست انگلستان شده بود . به راستى براى مسلمين اين وضع صورت اسفآورى به خود گرفته بود و اسلام در اين گير و دار ناگزير بود يا سياست جديدى اتخاذ كند يا بميرد .
مردى كه اين وضع را بهتر از همه تشخيص داد سيّد احمدخان پايهگذار نهضت عليگر بود . نهضت عليگر عامل مركزى تجدد اسلام در شبه قارهء هند شناخته مىشود و اولين اقدامى بود كه براى سر و سامان دادن به وضع مسلمين صورت گرفت . قرن تازه ناظر پيشرفتهاى ديگرى نيز بود . نهضت عليگر به دو شعبه منقسم شد به اين صورت كه رهبران سالخوردهتر بدون توجّه به وضع مسلمين خارج از شبه قاره ، سياست سيّد احمدخان را تقويت مىكردند ، ولى نسل جديد با كمال وضوح و صراحت سياست ضد انگليسى را
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 335
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٣٥