داشت كه بر خلاف تصرفات و مداخلات نارواى اكبر ، اسلام را به همان نزاهت و تازگى اولش برگرداند . مرگ اورنگزيب موجب تفرقه و گسيختگى امپراطورى مغول گرديد .
مراتها در هند مركزى و غربى روى كار آمدند ؛ نادرشاه به دهلى حمله كرد ، و از آن پس قدرت كوچنشينىهاى انگليسى و فرانسوى و هلندى روزافزون شد . هرچند در اين دوره تعدادى كشورهاى اسلامى به وجود آمد ، ولى به محض اينكه كمپانى هند شرقى رقيبهاى اروپاييش را از ميدان خارج كرد ، دولتهاى اسلامى و هندويى را يكسره نابود كرد ؛ به طورى كه بعد از شورش سال 1857 ميلادى تنها دولت اسلامى بزرگى كه در هند باقى ماند دولت نظام حيدرآباد دكن بود .
سقوط سياسى و اقتصادى مسلمين ، كه بلافاصله پس از مرگ اورنگزيب شروع شده بود ، در قرن نوزدهم به نهايت رسيد . مسلمين در اين موقع ، موقعيت و اقتدار خودشان را از دست دادند .
دوران نهايت انحطاط مسلمين بين سالهاى 1833 و 1864 ميلادى بود . زبان انگليسى به جاى زبان فارسى رسميت يافت و چون مسلمين به آموختن زبان انگليسى رغبتى نشان نمىدادند ، مقام و موقعيتشان را در ادارات شهربانى و عدليه و قانونگذارى و دارايى از دست دادند و سنن و نظامات و مقررات اسلامى از بين رفت .
قوانين جزايى اسلامى كه قرنها در شمال هند رايج شده بود مبدل به مقررات و قوانين جديد مدنى شد و قانون انگليسى و اسلامى جديد در قانون شرع اسلام مداخله كرد . الحاق دولت « اوده » به كمپانى هند شرقى ، يعنى خاتمه دادن به اسلام در منطقهء شمال غربى ، و بالاخره پايان دادن به نظامات اسلامى پس از ششصد سال
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٣٤