تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
روش چينى . اين دو روش داراى عناصر استهلاك ناپذيرى بودند ، و به سهولت با همين تقسيمات موجود كنار مىآمدند . از طرف ديگر اسلام ، جامعهء هند را از صدر تا ذيل به دو قسمت تقسيم كرد و آن‌چه را در اصطلاح جديد « دو ملّت » مىنامند ، به دو ملّت جداگانه تقسيم كرد . خلاصه اين‌كه اجتماع هند به صورت دو جامعهء متوازى و به شكل عمودى ، از همان روز در اين سرزمين تأسيس شد . در همهء مراحل ، اين دو جامعه وضع متفاوتى داشته‌اند و به ندرت رابطهء اجتماعى ، يا خلط و مزجى ، بين آنها وجود داشته است . البته به طور دايم و مستمر عده‌اى از هندوها به اسلام گراييده‌اند ، ولى در عين حال هيأت اجتماعى هندوها چه در نتيجهء ظهور دكترين‌ها و پيدايش فرقه‌هاى جديد ، و چه از جهت بيدار شدن احساسات تدافعى ، در حفظ موقعيت و كيان خويش كوشا بوده است . مغول‌ها در سال 1526 ميلادى ( 1004 ه . ق ) جانشين ترك و افغان شدند و حكومتشان تا سال 1707 ميلادى ( 1185 ه . ق ) با اندك فترتى طول كشيد . بابر ، اولين فرمانرواى اين خانواده بود ، ولى اكبر و اورنگزيب پادشاهان بزرگ اين سلسله بودند . اكبر قسمت اعظم شبه قاره را تسخير كرد و بر افغانستان نيز سلطنت كرد . رؤسا و فرمانروايان محلى نيز تبعيت او را پذيرفتند ، زيرا اكبر موقعيت آنها را تأييد و تثبيت و ازدواج بين دو ملّت را نيز تجويز كرد و در حقيقت در برابر كيش اسلام ، كيش تازه‌اى به وجود آورد به نام آيين اكبرى . اورنگزيب آخرين پادشاه بزرگ مغول بود . اين پادشاه قسمت عمدهء زندگيش را در راه توسعهء امپراطوريش با جنگ گذراند و كوشش