گفت : « در اين صورت ، مسألهء كموناليزم ، يعنى وجود فرقههاى مختلف و متعدد ، براى تشكيل يك هيأت كلى هماهنگ در كشورى مانند هندوستان امرى مسلم و غير قابل احتراز است .
واحدهايى كه در داخل هندوستان وجود دارند بر خلاف كشورهاى اروپايى واحدهاى ارضى و منطقهاى نيستند . هندوستان قارهاى است كه دستههاى متعددى از نژادهاى مختلف و مذاهب متنوع در آن زندگى مىكنند . رفتار و كردار و اخلاق جمعيتها تحت تأثير نوعى احساس واحد مشترك نژادى قرار نگرفته است . حتّى هندوها نيز يكدست و جمعيتى موزون و هماهنگ و متحد الشكل نيستند .
بنابراين تقاضاى مسلمين براى ايجاد يك هند اسلامى در داخل اين كشور امرى مشروع و مجاز است . قطعنامهء كنفراس كليهء احزاب مسلمان كه در دهلى صادر شده است ، به عقيدهء من ناشى از يك ايدهآل موزون و مربوط كلى است و به جاى اينكه شخصيتهاى جامعهء اسلامى ضميمهء دستگاه كلى شوند ، با تشكيل دادن سازمان مجزا و جداگانهاى فرصت خواهند داشت كه استعدادهاى نهفتهء خويش را به منصهء ظهور برسانند ، و من ترديد ندارم كه اين مجمع با ابرام تمام ، تقاضاهاى مسلمين را به صورت وسيعترى تجسم مىدهد ؛ به اين معنى كه پنجاب و ايالت شمال غربى و سند و بلوچستان به صورت يك دولت درآيند . حكومت مستقل و خودمختار ، داخل امپراطورى انگلستان يا خارج از آن و به هر حال تشكيل يك دولت اسلامى در شمال غربى هندوستان به نظر من آخرين وضعى خواهد بود كه بايد براى مسلمين فراهم شود . اين پيشنهاد تقديم كميتهء نهرو شد ولى آن كميته اين پيشنهاد را مردود دانست و اعلام كرد كه اگر به اين پيشنهاد ترتيب اثر داده شود ، به منزلهء آن است كه به يك دولت از دست رفته
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 338
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٣٨