تعقيب مىكرد . به دليل اينكه مىگفتند : انگلستان در سراسر جهان عليه اسلام صفآرايى كرده است .
در سال 1907 ميلادى هم اينكه مسألهء اصلاحات ، ضرورى تشخيص داده شد و طرح مينتومورلى مورد بحث قرار گرفت ، دولت انگليس تصميم گرفت انتخابات جداگانهاى را براى مسلمين قايل شود .
اين نقشه تا حدى مصالح مسلمين را تأمين مىكرد .
از اوايل قرن بيستم مسلمانان دچار تشويش و تحير شدند ، به طورى كه گاهى طرفدار هندوها بودند و گاهى طرفدار انگليسها كه البته انگليسها و هندوها ، قصد استثمار مسلمانان را داشتند . نكتهاى كه نگرانى مسلمين را بيشتر مىكرد اين بود كه اگر در هندوستان حكومت دموكراسى برقرار شود ، منتهى به نابودى مسلمين مىشود و مىترسيدند كه در هندوييزم مستهلك شوند .
بعد از طرح نقشهء اصلاحى مورلى در سال 1917 ميلادى ، طرح اصلاحى مونتاگو چمسفورد مورد بحث قرار گرفت .
عنوان و امتيازى را كه در اغلب ايالات براى مسلمين قايل مىشدند ، نه عادلانه بود و نه معقول . اين جريان موجب بلاتكليفى مسلمين شده بود . بر اثر تضييقات سياسى و بايكوت و ساير موانع ، شورشهاى فرقهاى شروع شد . دكتر آمبدكار ، ضمن تجزيه و تحليل دقيقى از انقلابات و شورشهاى فيما بين سالهاى 1930 و 1940 ميلادى اين دوره را دورهء جنگهاى داخلى بين هندو و مسلمان توصيف كرده است ، و در طى اين مدت اگر صلحى وجود داشته همان صلح مسلح بوده است . دكتر آمبدكار مىگويد : « در ماه مارس سال 1931 ميلادى آمار مقتولان در شهر كابينور بين چهارصد تا پانصد نفر تشخيص داده شد . در فاصلهء ماه فوريه 1929 ميلادى و
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٣٦