آوريل سال 1938 ميلادى در شهر بمبئى مدت دويست و ده روز شورش و زد و خورد بوده است كه در ضمن اين حوادث پانصد و شصت نفر مقتول و چهار هزار و پانصد نفر مجروح شدهاند . در بنگال ضمن حوادث سالهاى 1922 و 1927 ميلادى سى و پنج هزار زن ناپديد شدهاند » .
كميسيون سيمون شورشها و زد و خوردهاى فرقهاى را اين طور گزارش مىدهد و مىگويد : « اين شورشها و زد و خوردها ، نتيجهء توجّه كردن به دورنماى اوضاع سياسى آيندهء هند است كه بين هندوها و مسلمين رخ داده است . مادامى كه قدرت كاملًا در دست انگليسها بود و مردم به فكر حكومت خودمختارى نيفتاده بودند ، رقابت هندو و مسلمان محدود و معين بود ولى پيدا شدن فكر اصلاحات و پيشبينى وضع آينده جنبههاى تازهاى به رقابت هندوها و مسلمانان داده است .
فرقهء هندو به دليل اكثريت ، مدعى حقوق خاصى است و بر امتيازاتى كه به سبب برترى تحصيلات و فزونى ثروت دارد تكيه مىكند . فرقهء ديگر مصمم است كه در برابر اين دعاوى ، براى افراد جامعهء خودش امنيت كافى تحصيل كند و فراموش نمىكند كه قرنها حكومت اين كشور را در دست داشته است » . « 1 »
در كنفرانسهاى متشكل از تمام احزاب و در كنفرانسهاى اختصاصى كوششهايى شد تا يك نوع قانون براى شبه قاره تنظيم شد ولى به نتيجهاى نرسيد . در چنين محيطى بود كه اقبال به رياست جلسهء مسلم ليگ منعقده در شهر اللَّهآباد ، در سال 1930 ميلادى ، دعوت شد . اقبال ضمن خطابهاى كه به عنوان رييس جلسه ايراد كرد
هامش
( 1 ) . گزارش ، ج اول ، ص 39 .