خوانندگان مىگذرانيم .
پارلمان ابليس
شياطين و همكاران و اعوان و انصار ابليس ، روزى مجلس شورايى تشكيل دادند و دربارهء سير جهان و خطرها و فلسفههايى كه براى آينده تصور مىكردند و ترس و وحشتى كه از تزلزل اركان شيطنت و سياستهاى شيطانى و وقوع حوادثى كه منتهى به سقوط حكومتشان خواهد شد بحث كردند و در موضوع اهمّيّت اين مخاطرات و نتايج حاصلهء از آن به مذاكره و شور پرداختند .
يكى از شياطين در زمينهء خطرهاى حكومت جمهورى بحث كرد و در اهمّيّت اين خطر داد سخن داد .
دومى گفت : « از جمهورى وحشت نداشته باش ، زيرا حكومت جمهورى جز روپوشى از رژيم ملوكيت نيست و اين ما بوديم كه لباس جمهوريت را بر اندام ملوكيت پوشانديم ، زيرا احساس كرديم كه بشر بيدار شده است و به مقام و منزلت خودش پى برده است و ترسيديم كه در برابر رژيم ملوكيت شورشى بزرگتر برپا شود كه عاقبت خوبى نداشته باشد . بدين سبب مردم را با بازيچهء جمهوريت سرگرم كرديم و ديگر براى امرا و پيشوايان عنوانى قايل نشديم . البته ملوكيت منحصر در اين نيست كه قدرت در وجود شخص معينى متمركز شود يا شخص معلوم و مشخصى قدرت را در دست گيرد ، بلكه ملوكيت عبارت از اين است كه انسان كلّ بر ديگرى باشد و بر دارايى ديگران تسلط يابد ، چه اين تسلط بر ملتى باشد ، و چه بر فردى . مگر رژيم حكومت غرب را به دقت مطالعه نكردهاى و نمىبينى كه چه ظاهر زيبا و درخشانى دارد ، در صورتى كه باطن آن از باطن چنگيزخان تاريكتر است ! »