نمىگذارد و براى هيچ قدرتى حق برترى بر گدا قايل نيست و مال را از هر نوع رجس و پليدى تزكيه مىكند و پاك و پاكيزه قرار مىدهد و سرمايه داران و صاحبان املاك را مستخلف در اموالشان مىداند و آنها را امناى اموال خدا مىشناسد بر حذر مىدارم .
« چه انقلابى عظيمتر و مهمتر از اين مىتوان فرض كرد كه اين دين در عالم فكر و عمل ايجاد كرد ، آن روزى كه ندا در داد و اعلام كرد كه ان الارض للَّهلا للملوك و السلاطين ، يعنى سراسر كرهء زمين مال خداست نه ملك پادشاهان و سلاطين . بنابراين هر چه مىتوانيد بكوشيد تا اين دين و آيين از نظر مردم مستور بماند » .
فعلًا خوشوقت باشيد كه مسلمين به پروردگارشان كماعتمادند و ايمان محكمى به دينشان ندارند .
در اين صورت چه بهتر كه سرگرم مسائل علم كلام و الهيات و تأويل كتاب خدا و آيات آن باشند .
تا مىتوانيد بر بناگوش مسلمان سيلى بزنيد ، زيرا اگر گوش مسلمان باز باشد ، مىتواند طلسمهاى جهان را بشكند و سحر و جادوگرى ما را به وسيلهء اذان و تكبيرش باطل كند ، و باز تا مىتوانيد بكوشيد كه اين شب تيره و تار مسلمان طولانىتر شود و طلوع صبح وى به تأخير افتد .
« برادران من ! مسلمان را از كار و كوشش باز داريد تا از مسابقهء ميدان زندگى فرو ماند . براى ما همان بهتر كه مسلمان بندهء ديگران باشد و از اين عالم كنارهگيرى كند و عزلت گزيند و اين دنيا را كه هيچ قدر و قيمتى براى آن قايل نيست در اختيار ديگران بگذارد و مال آنها بداند ، واى بر حال ما اگر اين ملّت كه دينش او را پاسبان و اداره كننده و ناظم جهان قرار داده است ، بيدار شود ! »
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 315
مساهمون: أحمد أمين
ص٣١٥