3 . غيرت
. بدون داشتن غيرت ، چه جسمانى و چه اخلاقى ، در حقيقت براى انسان غير ممكن است كه در اين جهان اقدام مهمى به عمل آورد .
ترقّى نيز عبارت از مواجههء با مشكلات و فايدهء آن فقط اين است كه از عامل غيرت ، حداكثر استفاده شود و فقط افراد ضعيفاند كه در برابر مشكلات زانو مىزنند .
غيرت منحصر در مواجه با خطر جسمانى و مقاومت در برابر آن نيست ، بلكه كمال اهمّيّت غيرت در اين است كه انسان در هنگام گرفتارى و ابتلا به مصايب ، ايمان خود را در حفظ ارزشهاى معنوى از دست ندهد .
4 . تحمل و بردبارى ( تلرانس ) .
تحمل و بردبارى براى شنيدن نظريات و درك اخلاق ديگران دليل قدرت و نيروى نظم و ترتيب است ؛ و عنايت داشتن و اهتمام به اين منظور از هر نظر براى خودى مفيد و نافع است . اقبال گفته است : « آن اصلى كه به خودى قوام مىدهد ، اين است كه همان احترامى را كه به خودىِ خودم قايلم ، براى خودى ديگران نيز قايل باشم » .
5 . كسب حلال
. معنى اين عنوان واضح است و دامنهء استعمال آن به حدى وسيع است كه شامل كليه جنبههاى فعّاليت بشرى مىشود و معناى تحت اللفظى آن كسب رزق و روزى از طريق مشروع است .
ولى در نظر اقبال ، اين جمله معناى وسيعى دارد و حاكى از آن است كه انسان ، اشيا و افكار را فقط از طريق سعى و كوشش كسب كند . در اين صورت اين معنى براى خودى زندگى توأم با سعى و عمل را توصيف مىكند و به طور كلى هر نوع فكر لاابالىگرى را از بين مىبرد .
6 . خلاقيت و فعّاليت اصيل
. قبلًا ملاحظه كرديم كه اقبال براى