انسان بايد از تمام وسايلى كه موجب تقويت شخصيت وى مىشود استفاده كند و از آنچه محتملًا باعث تضعيف شخصيت اوست احتراز كند . آنگاه ملاحظه خواهد شد كه مطالعهء عواملى كه موجب تقويت خودى يا ذات بشرى مىشود ، تا چه حد اهمّيّت دارد .
به عقيدهء اقبال ، اين عوامل عبارتند از :
1 . عشق .
2 . فقر ، يعنى بىاعتنايى مطلق به پاداشهايى كه جهان مىدهد .
3 . غيرت .
4 . تحمل و بردبارى ( تلرانس ) .
5 . كسب حلال ، يعنى از راه مشروع زندگى كردن .
6 . شركت كردن در فعّاليتهاى خلاقه .
براى تشريح و توصيف ماهيت عوامل سابقالذكر توضيحات ذيل ضرورت دارد .
1 . عشق .
در نظر اقبال مدلول عشق ، بالاتر از آن است كه مفهوم اين كلمه فقط براى شخص موجب حصول لذّت و مسرّتى شود . به عقيدهء وى ، عشق عبارت از روحى است كه جهان را تجدد مىبخشد ؛ و اين روح داراى چنان معنا و خاصيتى است كه بايد عقيدهء پيچيدهء حيرت و سرگشتگى را بگشايد و در حكم پادزهرى است كه همهء امراض بشرى را علاج مىكند .
اقبال ضمن نامهاى كه به پروفسور نيكلسون نگاشته چنين مىنويسد : « اين كلمه به معناى وسيعى به كار برده شده و به معنى ميل و آرزوى بلعيدن و به خود جذب كردن است . عالىترين و راقىترين شكل اين معنى عبارت است از ايجاد ارزشها و ايدهآلها و