بپردازد . بنابراين ، مشكلات و موانع فقط اين خاصيت را دارد كه نيروى بصيرت و قدرت خودى را تشديد كند .
اين جريان موجب مىشود كه انسان را بيدار كند و وجدانش را برانگيزد تا به تأمل بپردازد و چارهجويى كند و از اعماق شخصيت آزاد و رموز نهانى وجودش ، استمداد كند و آزادانه راه حلى به دست آورد . خودى نه فقط آزاد است بلكه فنا ناپذير و جاويدان هم مىباشد . عمل به ما الهام مىدهد و مىفهماند كه خودى فناپذير است . حتّى در زندگى خود نيز با يك نگاه ، آن هم به وسيلهء الهام ، مىتوانيم جاويدان بودن خودمان را درك كنيم . ولى به نظر اقبال ، خلود و جاويدان بودن حق مسلم ما نيست و فقط در سايهء كوشش و فعّاليت شخصى است كه مىتوانيم آن را تحصيل كنيم .
با توجّه به اين مطالب ملاحظه مىشود كه خودى در مرحلهء اول بايد با شرايط موجود به مبارزه برخيزد و آن را مغلوب كند و در نتيجهء اين پيروزى ، به آزادى مىرسد و به ساحت خدا كه آزادترين موجود است تقرب مىجويد .
در مرحلهء دوم ، خودى بايد از طريق نگهدارى رغبتها و جلوگيرى از شهوات و مقاصد و هدفهايى كه دارد ، حالت ثابت و مستقرى از فشار و محروميت را تحمل كند ، تا اينكه مقام خلود و جاويدانى را احراز كند .
مبناى اين فلسفه ، ايمان قوى انسان به دو وجههء اولوسيون ، يعنى تكامل و ترقّى ، است و آن دو وجهه عبارتند از : آزادى شخصى و جاويدانى شخصى .
اولوسيون ، يا سير تكامل چگونه بايد تحصيل شود ؟
از طريق تقويت كردن شخصيت .
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: أحمد أمين
ص٢٩٤