عصر نو كاين صد چراغ آورده است * چشم در آغوش او واكرده است
نقش نو بر صفحهء هستى كشيد * امّتى گيتى گشايى آفريد
امّتى از ما سوى بيگانهاى * بر چراغ مصطفى پروانهاى
امّتى از گرمى حق سينه تاب * ذرهاش شمع حريم آفتاب
كاينات از كيف او رنگين شده * كعبهها بت خانههاى چين شده
مُرسلان و انبيا آباى او * اكرم او نزد حق اتقاى او
كل مؤمن اخوة اندر دلش * حرّيت سرمايهء آب و گلاش
ناشكيب امتيازات آمده * در نهاد او مساوات آمده
همچو سرو ، آزاد فرزندان او * پخته از قالوا بلى پيمان او
سجدهء حق گل به سيمايش زده * ماه و انجم بوسه بر پايش زده
در تكريم و تعظيم مقام ولايت
مسلم اول شه مردان على * عشق را سرمايهء ايمان على