بوى گل خود به چمن راهنما شد ز نخست * ورنه بلبل چه خبر داشت كه گلزارى هست
قسمت نامهء كارفرما و كارگر
غوغاى كارخانهء آهنگرى ز من * گلبانگ ارغنون كليسا از آن تو
نخلى كه شه خراج بر او مىنهد ز من * باغ بهشت و سدره و طوبى از آن تو
تلخابهاى كه درد سر آرد از آن من * صهباى پاك آدم و حوا از آن تو
مرغابى و تذرو و كبوتر از آن من * ظل هما و شهپر عنقا از آن تو
اين خاك و آنچه در شكم خاك از آن من * و از خاك تا به عرش معلى از آن تو
نغمهء كارگر
ز مزد بندهء كرباس پوش و محنتكش * نصيب خواجهء ناكرده كار ، رخت حرير
ز خون فشانى من لعل خاتم والى * ز اشك كودك من ، گوهر ستام امير
فيلسوف و سياستمدار فرنگى
فلسفى را سياستدان به يك ميزان بسنج * چشم آن خورشيد كورى ديده ، و اين بىنمى