آنگاه با شاعر هندو به نام بهارات ريهارى و سه نفر از رجال مقتدر يعنى نادرشاه و احمدشاه و تيپوسلطان ، آخرين فرمانرواى مجاهد مسلمان هند ، ملاقات مىكند . احمدشاه به تمايلات كشورهاى شرقى در تقليد از روشهاى زندگى اروپايى و سبك پوشاك آنها و به بيهودگى اين تقليد كوركورانه اشاره مىكند .
در اين گفتار ، نمىتوان تجزيه و تحليل دقيقى از « جاويدنامه » نمود ، ولى قسمتهاى برجستهء آن شايان توجّه است و جالبترين مشخصات آن تنوع سحرآميز اثرى است كه در غزلهاى آن مندمج است .
دقايقى كه در اين غزلها به كار رفته ، در نتيجه تنوع تغييراتى است كه در سبك و آهنگ آنگاه به گاه به چشم مىخورد ، بدون اينكه زحمتى بر طبع شاعر وارد كرده باشد ، كه كاملًا محسوس و مشهود است .
عالىترين حقايق به زبانى اظهار شده است بىاندازه طبيعى و مطبوع . در « جاويدنامه » بيانى به كار برده شده است كه هر شخصيتى را دقيقاً به طور شايسته و بايسته انعكاس مىدهد و بالاخره آهنگ كلماتى كه در اين بيانات به كار رفته ، هويت و ماهيت شخص متكلم را مصور مىسازد . امتياز ديگر اين منظومه اين است كه شاعر توانسته است بدون توجّه به نظريات مذهبى يا سياسى ، هويت و شخصيت و شور و شوق هر يك از گويندگان اين داستان را تجسم دهد . در حقيقت ، شاعر احساسات نفرتانگيز و خشنى را كه در اين منظومه نشان مىدهد ، همانا عليه كسانى است كه به وطن و به آرمانشان خيانت كردهاند ، حتّى در مواردى كه راجع به اين خيانت پيشگان بحث مىكند ، بيان خشن و زنندهاى را به كار نمىبرد .
اين بحث اجمالى دربارهء جنبهء شاعرى اقبال نشان مىدهد كه هر
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: أحمد أمين
ص٢٦٧