كرد .
اقبال در شهر لاهور تحت نفوذ سرتوماس آرنولد قرار گرفت و اين تأثير و نفوذ در روح اقبال عيناً مانند همان تأثير و نفوذ مولوى ميرحسن در شهر سيالكوت بود . طولى نكشيد كه سرتوماس آرنولد مواهب و امتيازات قلب و فكر اقبال را كشف كرد و با بصيرت خاصى كه داشت توانست صدفى را كه حاوى زيباترين و جميلترين شخصيت يك فرد معين بود بشكافد و تاريكى و ابهام آن را به روشنايى مبدل كند . با توجّه به اينكه نفوذ و رهبرى مولوى مير حسن ، به اقبال بصيرتى عميق داده و روحش را با مبانى نوع دوستى فرهنگ اسلام مربوط ساخته بود ، مصاحبت سرتوماس آرنولد ذهن اقبال را به بهترين و شريفترين جنبههاى فكر غربى هدايت كرده و در عين حال ، طرق جديد بحث و مطالعات دقيق و حساس را به او آموخت .
اقبال به سال 1897 تحت تعليم و ارشاد سرتوماس آرنولد به اخذ درجهء فوق ليسانس ( .
D
.
M
) در فلسفه نايل شد . اقبال در طول مدتى كه منتهى به اين دوره مىشد ، خوشبختانه از نفوذهاى متنوعى برخوردار شد كه مهمتر و مؤثرتر از همهء تأثيرات اخلاقى پدر و مادرش بود . پدرش مردى بود عفيف و باتقوا و بسيار دانش دوست و به همين مناسبت دوستان دانشمند متعددى دور خود جمع آورده بود كه اغلب در همان محل كسب و كار وى دور هم مىنشستند و با يكديگر به بحث و تحقيق مىپرداختند . اقبال غالباً در اين مجالس مباحثه شركت مىكرد و با كمال آرامش خاطر گوش مىداد و اين مباحثات و مناظرات عشق تعلم و تحقيق و مطالعه را در فكر كنجكاو او برمىانگيخت .
مادر اقبال زنى بود آرام از نوع خانمهاى قديم و بسيار مذهبى و