استخوانبندى قوى و عضلات نيرومندى بود ، معذلك حساس و بشاش به نظر مىرسيد .
در لاهور
مقارن همين اوقات لاهور به سرعت رو به توسعه و ترقّى گذاشته و مىرفت كه مركز فرهنگى عظيمى قرار گيرد . زبان اردو جانشين زبان فارسى شده بود و براى ترويج زبان اردو چندين محفل تأسيس شده بود و مؤسسان آن دست به كار فعّاليت شديدى شده بودند . برخى از اين محافل گاهى صورت مناظره و محاورهء ادبى به خود مىگرفت .
همان روزها در شهر لاهور انجمن ادبى تشكيل شده بود كه عدهاى از شخصيتهاى ادبى مشهور عضويت آن را پذيرفته بودند . اقبال منظومهء معروف خودش راجع به هيماليا را در يكى از جلسات اين انجمن قرائت كرد . اين منظومه در يكى از جرايد جديد الانتشار اردو ، به نام مخزن ، در ماه آوريل 1901 منتشر شد و همين امر موجب شد كه اقبال در سراسر محافل كشور شناخته شود .
در آغاز امر ، انتشار اشعار اقبال منحصر به مخزن بود ولى پس از آنكه شهرت و محبوبيتش بسط يافت ، نويسندگان ساير مجلات و جرايد با او تماس گرفته و اجازه مىخواستند كه اشعارش را نشر دهند و غالباً موفّق مىشدند . اولين شعر مهمى را كه اقبال در يك مجمع بزرگ قرائت كرد ، در جلسهء سالانهء انجمن حمايت اسلام لاهور به سال 1899 بود . اين منظومه به نام « نالهء يتيم » سروده شده بود . سال بعد « خطاب يتيم را به هلال شب عيد فطر » در همان محفل قرائت