تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
مشن كالج شد . در همين اوقات بود كه مقدارى از اشعارش را كه اكثراً غزل بود ، براى تصحيح نزد شاعر معروف اردو متخلص به داغ مىفرستاد . هر چند اين غزليات مانند آثار بعدى وى عميق و پخته نبود ، مع‌ذلك داغ پس از چند مرتبه تصحيح اشعار وى صريحاً نوشت كه اشعار اقبال محتاج به رسيدگى نيست . داغ سال‌ها بعد از اين تاريخ زنده بود و شهرت و محبوبيت اقبال را در همه جا مىديد و غالباً با افتخار به اين موضوع اشاره مىكرد و مىگفت : « در اوايل ، اكثر اشعار اقبال را من تصحيح مىكردم » . اقبال به سال 1895 اولين امتحان دانشگاهى را پس از طى دورهء اسكاچ مشن كالج گذراند . سپس براى كسب تحصيلات عالىترى رهسپار لاهور شد و به طورى كه آرزومند بود ، شالودهء اساس پروفسورى خودش را در اين شهر ريخت . اقبال اين روزها روح فعال و جوّالى داشت كه از فرط كوشش و تقلا براى رسيدن به روشنايى و برخوردارى از نور دانش به صورت سركشى درآمده بود و به اين سبب بسيار ناراحت مىزيست . در اين موقع جوانى بود بيست و دو ساله ؛ داراى قيافه‌اى گشاده و پهن و روى هم رفته معتدل و موزون ، با ابروهايى انبوه و پرپشت و چشمانى بسيار درخشنده و جذاب به رنگ خرمايى روشن ؛ بينى وى بزرگ ولى كشيده و خوش تركيب بود . لب بالاى دهانش قوسىشكل بود ولى بسيار حساس و متبسم مىنمود . چانه و آرواره‌اش بسيار متناسب و موزون بود . سرش روى گردنى قرار گرفته بود كه عضلاتش قوى و مستحكم بود ! قامت وى قدرى از ميزان اعتدال بالاتر و روى هم رفته با اين‌كه داراى
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 227 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى