تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
محمد عبده ، بعد از سيّد جمال‌الدين ، در جهان اسلام حامل مشعل او گرديد ، و باز با توجّه به همين سابقه است كه اين مبانى و اصول و هدف‌هاى اصلاحى در زندگى علمى و فكرى و سياسى او همانى است كه ملّت عرب در دوران تجديد حياتش آن را عملى ساخته است ، زيرا راه نهضت داخلى امت اسلام و نجات وى از نفوذ بيگانگان در همين برنامه بوده است و بس » . * * * براى سيّد جمال‌الدين همين اندازه افتخار و شرف كافى است كه عصيان‌گران و گردن‌كشان او را محكوم كردند و براى عظمت و مكرمت او همين بس كه او در قرن اخير اولين فرستاده و مامورى است كه در راه عزيزترين چيزى كه نوع بشر مىتواند به آن افتخار كند ، دچار اذيت و مشقت گرديد ، آواره و تبعيد شد و سرانجام به مقام شهادت رسيد و عزيزترين و نفسىترين چيز عبارت است از آزادى و عدالت و صلح ( استاد صلاح‌الدين البستانى ) . مرحوم شيخ عبده ضمن تشريح اوضاع فاسد اوايل عصر خويش در مصر ، چنين مىنويسد : « آن روزهايى كه وضع مردم چنين حالتى داشت ، نه نويسنده‌اى بود كه آنها را آگاه كند و نه خطيبى كه آنها را موعظه نمايد ، همان‌طور كه سنت الهى در هر عصر و زمانى به كمك مردم مىآيد واقعه‌اى روى داد كه كمتر كسى متوجّه آن بود ، و آن واقعه چنين بود : « در سال 1286 ه ، مردى غريب و بصير و بينا به اوضاع دين و كشور آمد كه به اوضاع و احوال ملت‌ها آشنا بود و داراى معلوماتى وسيع و دلى لبريز از معارف ، مردى پردل و پرجرأت معروف به سيّد