نواحى افكار زمان خودش - به حد اعلا - وارد و مسلّط بود .
« هميشه مىكوشيد تا به وسيلهء قلم و زبانش ثابت كند كه اسلام جسمى بىروح نيست و معتقد بود كه اگر نكات خرافى كه با تعليمات اسلامى ممزوج شده خارج شود ، مذهب حقيقى اسلام به صورت نيرويى زنده و فعّال و موافق مقتضيات زمان ، باقى خواهد ماند . و همهء امتيازات و اختراعات فنى كه تمدن و فرهنگ خوب را به وجود آورده ، خواهد پذيرفت .
« جمالالدين در زمينههاى اجتماعى و سياسى ثابت مىكرد كه روح اسلام جوهرى است آزاد و داراى عنصر دموكراسى و به همين دليل است كه به مردم حق مىدهد تا در ادارهء امور دولت شركت كنند و در كارهاى حكومت مراقبت و نظارت داشته باشند .
« جمالالدين اولين كسى بود كه تشخيص داد سياست توسعه طلبى غرب ، استقلال دولتهاى اسلامى را تهديد مىكند ، بدين جهت درصدد بيدار كردن تودهء مردم برآمد و تا جايى كه مقدور بود به سلاطين و امراى كشورهاى اسلامى مراجعه مىكرد و آنها را از عوامل تهديد خارجى آگاه مىساخت و به آنها توصيه مىكرد تا وسايل دفاع را آماده كنند .
« اين مرد با تشخيص دقيق و احساسات تندى كه داشت اين خطر را بيشتر از هر كسى احساس مىكرد و براى وصول به هدفهايى كه داشت ، مىكوشيد تا قبل از هر عمل و اقدامى مجلس « مشورتى » تأسيس شود و اصلاحات اجتماعى محقق گردد ، به طورى كه ملّتهاى مسلمان در عدد ملّتهاى غرب قرار گيرند » .
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: أحمد أمين
ص١٤٣