جنبى عنا و تحديد » المركز الحاكم و المحكوم فيها ، و ربط هذه الدول كلها برباط واحد مع الخلافه فى آلاستانه » .
« سيّد جمالالدين شعلهاى بود از هوشمندى و هوشيارى . نيرويى بود مهيب و عظيم . مردى بود پرجرأت و در عين حال تو گويى مخزن برقى است كه هيچ كس آن را لمس نمىكند ، مگر اينكه برق فوراً سراسر وجودش را فرا مىگيرد . هميشه يا در حال تفكر بود يا در حال سخنرانى ، چه كسانى حرف او را بفهمند چه نفهمند . و همچنين هميشه اوضاع و احوال را به باد انتقال مىگرفت . يا در حال حركت و انقلاب و هيجان براى مطالبهء حقوق تودهء مردم بود . و هر جا پا مىگذاشت تو گويى مشعل انقلاب را در دست دارد و افكار را تهييج مىكند و از نو مطالب و مقاصد و خواستههايى به زبان مىآورد . تا جايى كه حكومتها مضطرب مىشوند . او مقاصد و هدفهايش را در زندگى معين و مشخص ساخته و خود را براى وصول به آن نيز مجهز مىنموده است . همهء مقاصد و هدفهاى او عبارت از تكان دادن دولتهاى اسلامى بود تا از ضعف نجات يابند و ملّتها بيدار و زنده شوند و حقوق خود را به دست آورند و نفوذ بيگانگان از بين برود و مقام حاكم و محكوم مشخص گردد ، و همهء كشورهاى اسلامى با رشتهء ارتباط نسبت به خلافت اسلامى در آستانه با هم مربوط و همكار و همگام شوند » .
آنگاه مؤلف نام برده در دنبالهء بيان « دكتر احمد امين » چنين مىافزايد : « برنامهء سيّد جمالالدين افغانى كه استاد دكتر احمد امين آن را تلخيص نموده ، براى ما دليل آن است كه خاصيت و ماهيت اصلاحات از نظر شاگرد افغانى ، « شيخ محمد عبده » همانى است كه بر اساس آن بار آمده و جزء ذات او گرديده و به همين جهت ، شيخ
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: أحمد أمين
ص١٤٠