تمام دارد و زن نيم سر دارد و قضاوتى كه ميان اين دو وجود دارد ناشى از طرز تربيت است . اينكه مرد آزاد زيسته و زن آزادى مرد را نداشته و از تربيت محروم مانده است و مقيد بوده كه در خانه بماند و به كارهاى خانه بپردازد و به تربيت اولاد . . . ضمناً بايد اعتراف كرد كه اين وظيفهء زن در پارهاى از موارد بر بسيارى از مشاغلى را كه مرد به پيشه كرده ، مهمتر است ولى كسانى كه ، طرفدار برابرى مطلق زن و مرد هستند ، اشتباه مىكنند ، زيرا هر يك وظيفهاى خاص دارد و قوام اجتماع بر اساس همكارى زن و مرد است و هرگاه زن مجبور باشد در خارج از خانه كار كند - مانعى ندارد - لكن با قصدى پاك و نيتى مقدس و با پاكدامنى و سپس گفت : « و عندى لا مانع من السفور اذا لم يتخذ مطية الفجور » يعنى « به نظر من باز بودن صورت زن مانعى ندارد ، به شرط اينكه بر مركب راهوار فسق و فجور سوار نشوند ! »
و باز مىگويد : « دين نبايد مخالف حقايق علمى باشد و اگر احياناً در جايى مخالف حقايق علمى باشد ، بايد آن را تأويل كرد . ولى جهل عموميت گرفته و جمود فكرى در بسيارى از كسانى كه رداى علم را در بر كردهاند راه يافته ، تا جايى كه قرآن متهم شده است به اينكه مخالف حقايق ثابت علمى است ! و حال اينكه قرآن از اين تهمت مبرّاست و شأن قرآن برتر از آن است كه با علم حقيقى مخالفت كند ، مخصوصاً در كليات » .
سيّد مردى بود وسيعالنظر و « شبلى شميل » « 1 » را از اينكه در افكار
هامش
( 1 ) . شبلى شميل در مصر كتاب فلسفه مادى بخنر و « نظريات نشو و ارتقا » داروين را به زبان عربى نشر مىداد و اينكهمرحوم سيّد معتقد بوده كه اين مرد از حد فكر داروين تجاوز كرده ، دليلش آن است كه خود داروين ملحد نبوده است . ( مترجم