كند ؟ يا آنچه از زمان حكم مىكند و با علم مطابقت دارد بپذيرد ؟ »
و باز مىگفت : « پيشوايان بزرگ در گذشته اجتهاد كردند و كار خوبى كردند ، ولى اين درست نيست كه ما بگوييم آنها تمام اسرار و رموز قرآن را درك كردهاند . بلكه اجتهاد آنها دربارهء محتويات قرآن هر چه باشد در حكم قطرهاى است از دريا والفضل بيداللَّه يوتيه من يشاء برترى در اختيار خداست و به هر يك از بزرگانش كه بخواهد آن را مىبخشد » .
عقيدهء سيّد اين بود كه تفرقه بين اهل سنت و شيعه را جهل مردم و مطامع سلاطين و ملوك ايجاد كرده است ، آنها در حالى كه همه به قرآن و رسالت محمد صلى الله عليه و آله ايمان دارند ، پس اين اختلاف و كشتار چه معنى دارد ؟ و نيز مىگفت اساس ديانتهاى سهگانه ، همه يكى است ، ولى چيزى كه شكاف خلاف را توسعه مىبخشد ، تجارت و كاسبى رؤساى اديان است ! در بحث سوسياليزم مىگفت : « بين سوسياليزم اسلام و سوسياليزم غرب مشتركاتى وجود دارد » و اضافه مىكرد كه : « سوسياليزم غرب را جور و تعدّى حكام و عوامل حسد و حس انتقام كارگران نسبت به ثروتمندان به وجود آورد ، ولى سوسياليزمى را كه اسلام مىپسندد عنصر وابسته و جزء تامّ و تمام اسلام است و با اخلاق اسلامى ممزوج گرديده و انگيزهء آن عشق به خيرخواهى است ، كما اينكه در اعمال شخصيتهاى صدر اسلام ، مانند ابوذر و امثال آن محسوس و مشهود است » .
روزى در مجلس سيّد ، بحث راجع به مرد و زن و حجاب و كشف حجاب مطرح شده بود و مذاكرات به طول انجاميد و از او نظر خواستند . خلاصه رأى و نظر سيّد اين بود كه : زن از لحاظ نيروى عقلى با مرد فرق ندارد ، به اين معنى كه نمىشود گفت : مرد ، يك سر
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: أحمد أمين
ص١٢٩