الحاد آميزش از حد فكر داروين تجاوز كرده انتقاد مىكرد ، معذلك از لحاظ جرأت و جسارتى كه در نشر اين فكر داشته و آشكارا عقايدش را در حين مخالفت با مردم ، ابراز مىداشته است ، او را تقدير مىكرده است ! و از اين قبيل مطالب و معانى كه مردم قشرى متعصب ، آن را خروج از حد مألوف و مأنوس تلقى مىكردند و به نظر آنها ، چنين افكارى نزديك به « الحاد » بود !
آرى سنتى است مألوف و معروف در عالم وجود ، هيچ وقت مصلحى قبل از زمان خودش نيامده ، مگر اينكه متهم به زندقه و كفر يا جنون شده باشد و در عين حالى كه براى خير و مصلحت مردم كار مىكند و تحمل رنج و مشقت مىنمايد و آسايش و سعادتش را فداى سعادت آنها مىنمايد ، حق او را ادا نمىكنند ، مگر پس از آنكه ديگهاى حسد از جوش و خروش بيفتد ! و آن وقتى است كه مرگ آن مرد را شكار كند ، آنگاه صحت نظر و اصالت دعوتش را درك مىكنند و پس از مرگ ، فداكارىهاى او را تقدير مىكنند ! « 1 »
در سال 1928 يعنى 31 سال پس از وفات اين مرد بزرگ كه به « آستانه » رفتم مغتنم شمردم قبرش را زيارت كنم . « 2 » و در آنجا يك سلسله اعمال بزرگ و عظمتش را يادآور شوم . همين كه رفتم به قبرستان ، محلّ دفنش را از كسان زيادى پرسيدم ، ولى كسى مدفنش را نمىشناخت . اتفاقاً به مردى افغانى برخوردم كه نگهبان كتابخانه
هامش
( 1 ) . تاريخ ، در اين رابطه ، هميشه تكرار شده و همچنان تكرار مىشود . . .
( 2 ) . اكنون آرامگاه اين بزرگ مرد در افغانستان - و در شهر كابل پايتخت اين كشور ، در محلهاى كه به نام او اسمگذارى شده ، قرار دارد و در زمان سلطنت « ظاهرشاه » سلطان اسبق افغانستان از تركيه انتقال داده شد . . . و از تاريخى هم كه مؤلفتان اشاره مىكند ، امروز 60 سال تمام مىگذرد .