تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
اين نكته را بايد يادآور شد كه سيّد مردى است آزاد فكر و در جدل نيرومند و تمام راه‌هاى حجت و برهان را مىشناسند و چه بسا در مجالسى كه « رنان » داشته در بعضى از گفته‌هايش ابهام و غموضى از اين قبيل وجود داشته است و اين گرفتارى ، براى بسيارى از متفكرين بعضى اوقات در بيان بعضى از نكات ، وجود داشته است . بنابراين ، حكمى كه « رنان » به اين صورت عليه او داده ، خطا است . نكته ديگر اين‌كه ، به طورى كه شيخ محمد عبده و بعضى از خواص سيّد از او نقل كرده‌اند ، او تا حدودى به عقيده متصوّفه نزديك بوده و اين مطلب در عين ابهام و غموض منتهى به « وحدت وجود » مىشود و جز در نظر بعضى از افراد خاص به الحاد تعبير مىشود و به همين علت و بر اثر عدم دقت در موضوع محىالدين بن عربى و امثال او ، به كفر متهم مىشوند . بارى سراسر حيات سيّد سرشار از دعوت داغ به دين است و به توحيد ، به طورى كه در مقالات « رد بر طبيعيون » و در « عروةالوثقى » و در مجالس خصوصى او ، همه خوانده و شنيده‌اند . بعضى ، از خواص او نقل كرده‌اند كه مرد بزرگى در حضور سيّد نسبت به حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله كلمهء جسارت آميزى بر زبان راند ، آن‌گاه سيّد به چند نفر افغانى كه در حضور او نشسته بودند امر كرد تا آن مرد را به شدت مضروب ساختند و با صورت خونين از مجلس او را بيرون بردند . « مخزومى پاشا » حكايتى نقل مىكند و مىگويد : روزى هنگام اقامت سيّد در آستانه ، در محضر وى حضور داشتم كه مردى براى ملاقات وى آمد و نشست ، آن‌گاه گفتگو و مباحثه درگرفت تا جايى كه اين مرد تازه وارد گفت : « من كتاب‌هاى فلاسفه را خوانده‌ام و براى من ثابت شده است كه خدايى وجود ندارد ، جز حيوان كسى معتقد به
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 126 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى