ازاين گذشته ، ديديم كه « رنان » پس از محاوره و محاضره با سيّد ، در پاريس - حرفهايى - به زبان آورد كه قبلًا نوشتيم و اين مورد يكى از دقيقترين و حساسترين موارد است و مىدانيم كه « رنان » فيلسوفى است داراى ذهن وسيع و صاحب تعبيراتى دقيق و معمولًا حرفهاى بىسر و ته نمىزند . به ويژه در مورد سيّد جمالالدين و اظهار به اينكه در برابر او سپر انداخته و پذيرفته است كه : اسلام در راه پيشرفت علم مشكلاتى ايجاد نكرده است .
بارى عقيده و نظر من اين است كه سيّد در موضوع فرق گذاشتن بين خاصيت دين اسلام و سيرهء مسلمانان تعبير دقيقى به كار برده است ، مخصوصاً پس از آنكه « رنان » را مقصر شناخته و گفته است به اينكه « رنان » اين نكته را روشن نكرده است كه : اين نتايج نامطلوب ، ناشى از ديانت اسلام بوده ؟ يا از صورتى كه مسلمانان به آن صورت درآمدهاند ؟ يا اينكه اين معايب مخصوص يك دسته از ملّتهايى است كه به اسلام گراييدهاند و اخلاق آنها تأثيرات نيكويى نداشته است ؟ و هنگامى كه آراء « رنان » را مطالعه مىكنيم ، مىبينيم دچار اين اشتباه شده است و فكرش دور اين مسأله كار مىكند ، كه دين دايرهاى دارد و علم دايرهء ديگرى و بايد هر يك از اين دو دايره مخصوص به خود حركت كند ، بدون طغيان و تعرض به ديگرى . و همچنين وقتى كه مطلبى از لحاظ علمى ثابت شد ، دين نبايد به آن اعتراض كند . حالا بايد گفت : اين افكارى كه فعلًا در ذهن ما وجود دارد و به تعبير ما واضح و روشن است ، در رد بر « رنان » واضح و روشن بيان شده است ، بدين جهت رديهاى بوده است نيمه تاريك ، همانطور كه كنفرانس « رنان » چنين خاصيتى داشته است !
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: أحمد أمين
ص١٢٥