تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
او گفته : خانه‌هاى شما اكنون در نظر من زيبا و نيكو نمىنمايد ؛ زيرا من در خانه‌هايى از درّ و گوهر بسر مىبرم ، ولى آمده‌ام به شما بگويم كتابى پيش من عاريه ( به طور موقت ) هست از شخصى به نام « ملّا افضل » كه آن را به او تحويل نداده‌ام ، و ديگر آن كه در صندوقم شانزده هزار پول هست . من كسى را فرستادم درِ صندوق را باز نمود ، در ميان آن كتاب و پولها را ديد . « 1 »

3 - معرّفى سند گمشده

دارالسلام نورى : آغا عليرضا اصفهانى مىگويد : دايى من ( كلباسى ) مؤلّف كتاب اشارات و منهاج فرمود : بين من و امام جمعه اصفهان در مورد يك باب حمّام كه از پدرم به من منتقل شده بود ، منازعه‌اى روى داد . امام جمعه مدّعى بود كه حمّام وقف است و از من مطالبهء سند خريد آن‌را مىنمود و من سند را گم كرده بودم ، پس اين دعاى معروف « يا راد الشمس لعلى بن أبى طالب اردد على ضالتى » را يكصد و شانزده بار خواندم و پيش از ظهر خوابيدم . در خواب آغا محمّد بيدآبادى را كه وصىّ پدرم و قيّم من در كودكى بود ديدم ، سراغ سند را از او گرفتم . فرمود : سند اكنون در غرفهء منزل من در ميان محفظه‌اى همراه با اسناد و نوشته‌هاى ديگر است كه روى آن گرد و خاك و فضلهء كبوتر نشسته است . و آن خانه از پيش از سه ماه به « حجة الاسلام » معروف منتقل شده بود . آغا عليرضا به سراغ خانه رفت و سند را با همان خصوصيّاتى كه در خواب به او گفته شده بود ، مشاهده كرد و نزاع خاتمه يافت . « 2 »
هامش
( 1 و 2 ) - دارالسّلام : 1 / 229