تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
بسم الله الرحمن الرحيم
أبا جعفر حانت و فاتك و انقضت * سنوك و أمر الله لا بد واقع
« اى ابوجعفر ! ساليان تو گذشت و نابود شد و امر خدا حتماً واقع خواهد شد » .
أبا جعفر هل كاهن أو منجم * لك اليوم من حر المنية مانع
« اى ابوجعفر ! آيا كاهن يا منجمى امروز گرمى مرگ را از تودفع مىكند » . منصور آن كس كه كار منزلگاهها را به عهده داشت ، پيش خواند و به او گفت : مگر به تو نگفتم احدى از مردم نابكار داخل منزل نشود ؟ گفت : به خدا ! از وقتى كه از آماده كردنِ منزل فراغت يافته‌اند ، هيچ كس وارد نشده است . منصور گفت : بخوان نوشته بالاى اتاق را . گفت : چيزى نمىبينم . سر حاجبان را طلبيد ، به او گفت : بخوان مكتوب بالاى اتاق را . گفت : چيزى نمىبينم . تا اين‌كه خودش آن دو شعر را خواند و آنها را نوشتند . در اين موقع به حاجب خود گفت : بخوان برايم آيه‌اى از قرآن تا دلم را به سوى خدا مشتاق گرداند . او خواند : « بسم الله الرحمن الرحيم *
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » .
« 1 » منصور دستور داد بر دهانش كوفتند و به او گفت : هيچ آيه‌اى غير از اين نيافتى ؟ گفت : جز اين آيه همه قرآن از قلبم رفته بود .
هامش
( 1 ) - شعراء : 227