تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
گفت : او را كشته‌ام . مهلهل گفت : هرگز ، به خداى ربيعه سوگند ! - و او نخستين كسى بود كه به ربيعه سوگند ياد كرد - راستش را بگو . همسرش حقيقت حال را گفت . مهلهل به او سفارش كرد تا در امر تغذيه او مراقبت كند . آنگاه كه دختر بزرگ شد ، كلثوم با او ازدواج نمود . و هنگامى كه بر عمرو آبستن گرديد ، مادر عمرو گفت : گوينده‌اى را در خواب ديدم كه مرا آواز داد :
يا لك ليلى من ولد * يقدم إقدام الأسد من جشم فيه العدد * أقول قيلا لا فند
« مژده باد بر تو اى ليلى ؛ به فرزندى كه همچون شير اقدام مىكند » . « از ( جشم ) كه داراى نيروى بسيار است ؛ آنچه مىگويم دروغ و خطا نيست » . تا اين كه عمرو را زاييد و چون يك ساله گرديد ، مادرش همان گوينده را در خواب ديد كه به كودك اشاره نمود و گفت :
إنى زعيم لك ام عمرو * بماجد الجد كريم النجر
« اى امّ عمرو من براى تو فرزندى داراى حسب و نسب بزرگ ضمانت مىكنم » .
أشجع من ذى لبد هزبر * يسودهم فى خمسة و عشر
« دليرتر از شير بيشه كه در پانزده سالگى مهترقوم مىگردد » . احذر مىگويد : پس همان‌گونه كه گفته بود ، عمرو در سنّ پانزده سالگى رئيس قوم شد ، و در سنّ بك صد و پنجاه سالگى از دنيا در گذشت . « 1 »
هامش
( 1 ) - اغانى : 11 / 35
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 367 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى