او آبستن شدم خواب ديدم كه شعلهء آتشى از من خارج شد ، دانستم كه هيچ چيز جز آب او را خاموش نمىكند . « 1 »
3 - مختار
شرح ثار ابن نما : ابو عبيده - پدر مختار ثقفى - مىخواست ازدواج كند ، از زنان قومش به او پيشنهاد كردند ، نپذيرفت . تا اينكه در خواب ديد كسى به او گفت :
تزوج ( دومة ) الحسناء الحومة * فما تسمع فيها للائم لومة
« با ( دومه ) نكو روى ، بلورين ازدواج كن ؛ كه از هيچكس دربارهء او سرزنشى نمىشنوى » .
او خواب خود را براى خانوادهاش نقل كرد . آنان موافقت كردند و او با دومه دختر وهب ازدواج نمود .
هنگامى كه دو مه به مختار آبستن گرديد گفت : كسى را در خواب ديدم كه به من گفت :
أبشرى بولد أشبه شىء بالأسد * إذا الرجال فى كبد ، تقاتلوا على بلد
كان له الحظ الأشد
« بشارت باد تو را به فرزندى كه شبيهترين چيزبه شير است ، هنگامى كه مردان در سختى باشند و به خاطر شهر و سرزمين با هم بجنگند ، بيشترين بهره از براى او خواهد بود » .
هنگامى كه مختار را به دنيا آورد ، همان گوينده به خوابش آمد و گفت : اين پسر پيش از آن كه بزرگ شود و بدرخشد ، انسانى است كم آز ، داراى پيروان بسيار ، كه
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : 5 / 104