جزا داده مىشود به آنچه كه انجام داده است . « 1 »
همين داستان را بلاذرى با اندك اختلافى نقل كرده است .
4 - تيمور و محبّت خاندان رسولاللَّه صلى الله عليه و آله
از كتاب ( وسيلة المآل ) احمد بن فضل شافعى ، از مقريزى ، از ابن فهد مكّى ، از خالدى نقل شده كه گويد : در شيراز يكى از قاريانى كه بر قبر تيمور لنگ تلاوت قرآن مىنمود ، برايم گفت : هنگامى كه همراه با ديگر قاريان بودم قرآن مىخواندم و آنگاه كه تنها مىشدم بسيار اين آيه را تلاوت مىكردم :
« خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ » .
« 2 » تا اينكه شبى رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم در حالى كه تيمور لنگ در كنار آن حضرت صلى الله عليه و آله نشسته بود . به تيمور گفتم : اى دشمن خدا ! به اين جا رسيدهاى ؟ ! و خواستم او را از حريم پيامبر صلى الله عليه و آله بردارم . در اين موقع رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « بگذار او را ، كه او ذريّهء مرا دوست مىداشته است » .
پس ترسان از خواب بيدار شدم و ديگر آن آيه را كه در خلوت مىخواندم ترك كردم .
از بعضى از فرماندهان تيمور لنگ نقل شده كه هنگامى كه تيمور در آستانهء مرگ قرار گرفت . يك روز حالش بسيار بد شد و صورتش سياه گرديد . آنگاه بهبود يافت .
اين مطلب را به خود او گفتند . گفت : همانا فرشتگان عذاب پيش من آمدند . در اين موقع رسول خدا صلى الله عليه و آله تشريف آورد و به آنان فرمود : از نزد او برويد ، كه او ذرّيّه مرا دوست مىداشته و به آنان نيكى مىنموده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - ذوب النضار فى شرح الثار : 59 به نقل از بحارالأنوار : 45 / 350 ؛ دارالسّلام : 1 / 161
( 2 ) - الحاقه : 31 - 29 .
( 3 ) - ينابيع الموده : 3 / 187 ؛ دارالسّلام : 3 / 9