مؤلّف : در صورت صحّت اين دو خبر علّت آن ارفاق اين بوده كه تيمور شيعه بوده است و همين مقصود رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده كه در دو خبر قبل فرموده : ذريّهام را دوست مىداشته است .
5 - آغا محمّدخان قاجار و رحمت واسعهء خداوند
دارالسّلام نورى : يكى از علما هر وقت اسم آغا محمّدخان قاجار را مىشنيد بر او لعن و نفرين مىفرستاد به علّت اعمال شنيع و جنايات او . مىگويد : تا اين كه شبى در خواب ديدم گويا از باب الطوسى وارد صحن حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شدم و خواستم نعلين خود را در آورده تا داخل ايوان شوم . ناگهان مردى صورت گِرد و دندان دراز ، از ورود من به حرم جلوگيرى كرد و مرا گرفت تا مقابل حجرههايى كه نزديك مسجد الخضراء است آورد . ناگهان در ميان حجرهاى جمعى را ديد كه در هيئت و كسوت سلاطين نشستهاند و در پايين مجلس مردى كوتاه قد ، داراى ريش انبوه و مدوّر . در اين موقع به من گفت : فلانى ، خداوند افراد خونخوارتر از مرا آمرزيده است - و با دست به آن مرد كوتاه قد اشاره كرد و گفت : اين نادرشاه است - تو چرا مرا لعن مىكنى ؟
در اين وقت نادرشاه سر از حجره بيرون آورد و گفت : اى آغا محمّدخان ! تا كى دست از مزاح بر نمىدارى ؟ آخوند را ولش كن دنبال كارش برود ، او شقاوت و بى رحمى و اعمال زشت ما را ديده ولى رحمت گستردهء خدا و ميدان باز عطوفت اميرالمؤمنين عليه السلام را نديده است .
از آن پس ، آن عالم براى آقا محمّدخان طلب آمرزش مىكرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : 2 / 266