بودم تا اين كه خواب را بر ثواب مقدّم داشتم ، پس در خواب كسى به من گفت : بگو .
گفتم : چه بگويم ؟
گفت :
يا خد إنك إن توسد لينا * و سدت بعد الموت صم الجندل
فاعمل لنفسك فى حياتك صالحا * فلتندمن غدا إذا لم تفعل
« اى رُخ اگر بر متكاى نرم بيارمى ؛ پس از مرگ تخت سنگهاى سترگ آرامگاه تو خواهد بود » .
« در فرصت زندگانى دنيا به عمل صالح بپرداز ؛ و گرنه فردا سخت پشيمان مىشوى » . « 1 »
16 - آمرزش به خاطر يك شعر
تذكرة الشعراء : محمّد فارسى متخلّص به « سوزى » را پس از مرگش در خواب ديدند و از حالش پرسيدند ؟
گفت : به خاطر يك شعر كه سرودم آمرزيده شدم ، آن شعر اين است :
چار چيز آوردهام يا ربّ كه در گنج تو نيست * نيستى و حاجت و عجز و گناه آوردهام « 2 »
17 - جايزهء كاشى
تذكرة الشعراء : حسن كاشى شاعر ، پس از انجام حجّ به زيارت نجف اشرف مشرّف گرديد ، و در برابر درگاه مقدّس ايستاد و قصيدهء فارسى خود را در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام بخواند كه اوّل آن اين است :
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : 1 / 305 .
( 2 ) - دارالسّلام : 1 / 313