زير متكاى من است .
محمّد بن نافع مىگويد : پيش خانوادهاش رفتم و گفتم : آيا برادرم قبل از فوتش شعرى گفته است ؟
گفتند : نمىدانيم ، جز اين كه در آن موقع قلم و كاغذ خواست و چيزى نوشت كه نمىدانيم چيست .
من داخل اتاقش رفتم و متكايش را برداشته ناگهان رقعهاى ديدم كه در آن نوشته بود :
يا رب إن عظمت ذنوبى كثرة * فلقد علمت بأن عفوك أعظم
إن كان لا يرجوك إلا محسن * فمن الذى يدعو و يرجوا لمجرم ؟
أدعوك يا رب كما أمرت تضرعا * فإذا رددت يدى فمن ذا يرحم ؟
مالى إليك و سيلة إلا الرجا * و جميل عفوك ثم إنى مسلم
« پروردگارا ! اگر گناهانم بسيار است ؛ حقا مىدانم كه عفو تو عظيمترست » .
« اگر جز نكوكار كسى بر تو اميد ندارد ؛ پس مجرم چه كسى را بخواند و بر چه كسى اميد بندد » .
« پروردگارا ! آنگونه كه دستور دادهاى تو را بالابه و تضرّع همى خوانم ؛ و اگر ردّم كنى چه كس بر من ترحّم مىكند ؟ » .
« من به درگاه تو بجز اميدوارى و عفو جميل تو و اين كه مسلمانم وسيله نجاتى ندارم » . « 1 »
15 - خواب يا ثواب
از بعض پارسايان نقل شده كه مىگويد : شبى بين خفتن و شب زندهدارى مردّد
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد : 7 / 460 ؛ حياة الحيوان : 1 / 73