نيز طبرى آورده : هنگامى كه سرِ سعيد از تن جدا شد سه بار تهليل گفت .
همچنين نقل كرده : آنگاه كه گردن سعيد زده شد ، حجّاج پريشان عقل گشت و پيوسته مىگفت : زنجيرهاى ما ، زنجيرهاى ما و نزديكانش خيال كردند مىگويد :
زنجيرهايى كه بر پاى سعيد است ، به همين جهت پاهاى سعيد را از نصف ساق بريدند و زنجيرها را بيرون آوردند . « 1 »
دميرى آورده : عمر بن عبدالعزيز ، حجّاج را در خواب ديد ، به او گفت : خداوند با تو چه كرد ؟
گفت : به ازاى هر يك نفرى كه كشتم مرا يك بار كشت و به ازاى كشتن سعيد هفتاد بار كشت .
12 - خواب اعشى
اغانى : از ابن عيّاس نقل كرده كه مىگويد : شعبى شوهر خواهر اعشى همدان ، و اعشى شوهر خواهر شعبى بوده است و اعشى از قاريان قرآن بود . روزى اعشى پيش شعبى رفت و به او گفت : در خواب ديدم گويا داخل اتاقى شدهام كه در آن گندم و جو هست و به من گفتهاند : هركدام را كه مىخواهى بردار .
شعبى به او گفت : اگر خوابت راست باشد ، قرآن را ترك كرده به شعر سرائى روى آوردهاى ، و چنين بود . « 2 »
13 - ترك غزلسرايى
اغانى : ابوسلمه غنوى مىگويد : به ابوالعتاهيّه « 2 » گفتم : چه چيز تو را از
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : 4 / 25 ( حوادث سال 94 ه ) .
( 2 ) - اغانى : 6 / 314
( 2 ) - ابو اسحاق اسماعيل بن قاسم بن سويد عينى ، شاعرى زبردست ، داراى طبعى روانفو ذوقى كم نظير بوده خصوص در زمينه زهد و مذمت دنيا ، متولد سال 130 و متوفاى 211 ه . ق . است