تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
غزلسرايى به زهد و پارسايى واداشت ؟ گفت : اينك به خدا سوگند ! به تو همى گويم ، همانا من آن هنگام كه اين غزل را سرودم :
ألله بينى و بين مولاتى * أهدت لى الصد و الملالات
« خداميان‌من ومعشوقه‌ام حكم‌كندكه‌او دورى واندوه‌هابه‌من هديه‌كرده است » . همان شب در خواب ديدم گويا كسى پيش من آمد و گفت : جز خدا كسى را نيافتى كه بين خود و عتبه حاكم كنى تا به نفع تو ، به عصيان او حكم نمايد ؟ در اين موقع دهشتزده از خواب بيدار شدم و از سرودن غزل توبه كردم . « 1 »

14 - قصيده‌اى كه سبب نجات ابو نواس گرديد

حياة الحيوان دميرى : محمّد بن نافع مىگويد : ابو نواس « 2 » را پس از مرگش در خواب ديدم ، به او گفتم : اى ابو نواس ! گفت : اين زمان موقع صدا زدن به كنيت نيست . گفتم : حسن بن هانى ! گفت : بله . گفتم : خداوند با تو چگونه رفتار كرد ؟ گفت : مرا به خاطر اشعارى كه در بيمارى وفاتم سرودم آمرزيد و آن اشعار در
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : 6 / 256 ( 2 ) - حسن بن هانى ، شاعر معروف كه در بصره به دنيا آمده ، اشعار زيادى در مدح حضرت‌امام رضا عليه السلام دارد و در سال 198 ه . ق . در بغداد بدرود حيات گفته است