آنگاه رفتم و در را زدم ولى جوابى نشنيدم . اندكى مكث كردم و دوباره در زدم ، ناگهان ديدم استاد آمد در حالى كه كتاب مورد نظرم را در دست داشت . بسيار تعجب كردم وگفتم : ازكجا دانستيدكه كوبندهء درمن هستم و اين كتاب را مىخواهم ؟
فرمود : خواب بودم در خواب شيخ خضر عفكاوى را ديدم كه به من گفت : به زودى فلانى پيش تو مىآيد و فلان كتاب را مىخواهد ، برخيز و آن را برايش آماده كن . پس برخاسته به كتابخانه رفتم و كتاب را حاضر نمودم . و دفعهء اوّل كه در زدى در حال جستجو بودم و غفلت كردم . و من هم جريان زيارت نمودن قبر شيخ خضر و قرائت قرآن را بر قبر او براى استاد نقل كردم . « 1 »
29 - توجّهات حضرت امام رضا عليه السلام
رجال ابو على : پدر بحر العلوم ، در شب ولادت فرزندش در خواب ديد گويا حضرت امام رضا عليه السلام شمعى به وسيله محمّد بن اسماعيل بن بزيع فرستاده و آن را برفرازخانهاش روشن نموده ، وچنان نورى از آنبرخاسته كهنهايتش درك نگرديد . « 2 »
30 - بركات قلمى كه امام كاظم عليه السلام به او داد
دارالسلام نورى : شيخ اسداللَّه كاظمينى كه خود از علماى بزرگ و فردى پر استعداد و قوىّ الذهن بود ، بر سيّد عبداللَّه شبّر كاظمينى وارد گرديد ، و از كثرت مؤلّفات سيّد و كمى مؤلّفات خودش تعجب نمود ، موضوع را از سيّد پرسيد ؟
سيّد گفت : امّا بسيارى مؤلفات من از توجهى است كه امام كاظم عليه السلام به من فرموده ؛ زيرا آن حضرت عليه السلام را در خواب ديدم كه به من قلمى عطا كرد و فرمود :
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : ج 2 / 318 .
( 2 ) - دارالسّلام : 2 / 206