26 - ديدن ارواح در عالم برزخ
دارالسلام نورى : محدّث نورى مىنويسد : شبى در خواب ديدم گويا در عالَم برزخ هستم و مرا به بالا صعود داده به غرفهاى در وسط فضا رسيدم . و به من گفتند :
اين جا جاى تو مىباشد . در آن داخل شدم ، ديدم ستونهايى آيينه كارى دارد و در ميان آن تمام اموات فاميلم جمعاند كه به دور من اجتماع نمودند . چون دقت كردم مرد و زنى را كه مىشناختم در ميان آنان نديدم ، سراغ آن دو را از ايشان گرفتم .
گفتند : آنها را نديدهايم .
در اين موقع يادم آمد كه در كتاب فقيه از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود :
ارواح با اوصاف بدنها در درختى از جنّة الخلد بوده و از حال يكديگر مىپرسند و با هم آشنايى و انس دارند . پس هر گاه روحى بر ديگر ارواح وارد شود مىگويند :
بگذاريد او را كه از ترس بزرگى آمده است . آنگاه از او سؤال مىكنند فلان و فلان چكار كردند ؟ پس اگر گفت : او را زنده ترك كردم ، به او اميدوار مىشوند . و اگر گفت :
هلاك شد ، مىگويند : سقوط كرد ، سقوط كرد . « 1 » پس دانستم كه آن دو هلاك شدهاند و آن مرد از درباريان ظلمه و فردى ستمكار بود ، ولى همسر او بر حسب ظاهر درستكار بود . و خداوند از سرشتها و نهانىها آگاه است .
آنگاه در يك طرف غرفه كودكان خردسالى از نزديكانم را كه در كودكى مرده بودند ديدم كه به دور هم اجتماع نموده به بازى مشغول بودند . و شنيدم كه به يكديگر مىگفتند : در اين روزها يكى از همسالان ما پيش ما مىآيد .
در اين موقع از خواب بيدار شدم ، و پس از دو يا سه روز پسرى حدود دو ساله از بستگانم كه همسايه ما بودند فوت نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) - من لا يحضره الفقيه : 1 / 193 ؛ كافى : 3 / 244 / ح 3 .
( 2 ) - دارالسّلام : 2 / 319