آياتى چند از قرآن مجيد آغاز مىنمود ، شروع به گريستن مىكردند و مىگفتند : گويا ما تا به حال اين آيات را نشنيدهايم و جبرئيل الآن آنها را آورده است .
پدرم فرمود : علاءالدوله قاجار برايم نقل كرد كه من مراثى معظّم له را در تهران ديدم ( يعنى در راه سفر به مشهد مقدّس و بازگشت از مشهد كه در آن دعوت حق را لبّيك گفت ) . و مراثى او به گونهاى بود كه از چشمهاى خشك اشك مىگرفت .
32 - كتاب عبداللَّه بن مغيره
اختصاص : سهل آدمى مىگويد : هنگامى كه عبداللَّه بن مغيره كتاب خود را تأليف نمود ، با دوستان خود قرار گذاشت كه در گوشهاى از مسجد كوفه آن را برايشان قرائت كند . و او را برادرى بود اهل خلاف ، و چون آنان در محل مقرر حاضر گشتند ، برادر عبداللَّه نيز آمد .
در اين موقع عبداللَّه به آنان گفت : امروز برگرديد .
برادرش به او گفت : كجا برگردند ؟ من هم براى همان چيزى كه آنان آمدهاند حاضر شدهام .
عبداللَّه گفت : مگر براى چه آمدند ؟
گفت : در خواب ديدم گويا فرشتگان از آسمان فرود آمدهاند ، پرسيدم : براى چه فرود آمدهاند ؟ كسى گفت : تا كتابى را كه عبداللَّه بن مغيره گرد آورده است استماع نمايند . اكنون من هم براى همين آمدهام و من به درگاه خدا توبه مىكنم .
و عبداللَّه از اين قضيه بسيار شادمان شد . « 1 »
مؤلّف : عبداللَّه بن مغيره از اجلّاء و بزرگان راويان حديث است . و كشّى رحمه الله او را از
هامش
( 1 ) - الإختصاص : 85