89 - دو شيوهء متضاد
( 1 ) در تاريخ « طبرى » آمده : عثمان مىگفت : عمر به خانواده و نزديكانش بخاطر رضاى خدا مالى نمىداد ، و من بخاطر رضاى خدا بر آنان مىبخشم « 1 » .
مؤلف : اين گفتار عثمان مغالطه است ؛ زيرا بخل ورزيدن و نبخشيدن به نزديكان از اموالى كه خدا به انسان عطا نموده ، هيچ گونه قربتى نداشته بلكه موجب بعد از پروردگار خواهد بود ؛ زيرا خداى تعالى فرموده : «
وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ
؛ « 2 » و دارايى خود را در راه دوستى خدا به خويشاوندان و يتيمان و فقيران صرف كند » .
همچنين بخشيدن به آنان از مال ديگران و حقوق مسلمانان نيز نتيجهاى جز دورى از پروردگار نخواهد داشت ، آن گونه كه عثمان عمل مىكرد .
چنانچه ابن قتيبه در « معارف » آورده : عثمان عموى خود ، حكم بن عاص را كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - او را از مدينه تبعيد نموده و ابو بكر و عمر هم او را پناه نداده بودند ، پناه داده و صد هزار درهم از بيت المال نيز به او بخشيد . و رسول خدا « مهزور » ( محل بازار مدينه ) را به مسلمانان بخشيد و عثمان آن را به پسر عموى خود حارث بن حكم هبه كرد . و فدك را - كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آن را به دخترش فاطمه زهرا - سلام اللّه عليها - بخشيده بوده - به پسر عمويش مروان هديه نمود . و « افريقيه » را فتح كرده ، خمس آن را گرفته يك جا به مروان تقديم داشت « 3 » .
90 - آيندهنگرى عمر
( 2 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه آورده : هنگامى كه عمر مجروح گرديد
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 109 .
( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 177 .
( 3 ) - معارف ، ص 84 . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 66 .