تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
ديدن كند ، و معاويه حدس زد كه عمرو به همراهانش خواهد گفت كه من در مصر مستقل بوده ، از اينرو به هنگام ورود بر معاويه او را به عنوان « امير المؤمنين » خطاب نكنيد ، و به همين جهت معاويه به تمام نگهبانان و دربانان قصر خود دستور داد كه هنگام ورود آنان جلو تمام درها با آنان به شدّت و خشونت برخورد كنند ، آنها همچنين كردند موقعى كه آنان بر معاويه وارد شدند از شدّت ترس و وحشتى كه از معاويه در دلشان افتاده بود ، بدون اختيار به او گفتند : « السلام عليك يا رسول اللّه ! » . پس وقتى كه خارج شدند عمرو به آنان عتاب نمود كه من به شما گفتم به او يا امير المؤمنين نگوييد ، شما « يا رسول اللّه » گفتيد ! . و اگر آنان داراى فراست نبودند ، قدرت انجام آن اعمال و رفتار را نداشتند ، و آنچه كه آن عالم امامى ، شيخ مفيد ، از گفتار عمر استنباط نموده لازمهء آن فراست است . ( 1 ) و پاسخ ابن ابى الحديد به مفيد نظير پاسخى است كه شيخ بهايى از زبان بعض شيعه نقل كرده كه گفته : او بر بعض عامه اشكال كرده كه شما در كتب صحاح خودتان در فلان صفحه آورده‌ايد : « غضب فاطمه غضب خدا و رسول اوست » ، و در فلان صفحه نيز نقل كرده‌ايد كه : « ابو بكر و عمر فاطمه را خشمگين نمودند ، و فاطمه از دنيا رحلت نمود در حالى كه از آنان غضبناك بود » و نتيجه اين دو روايت اين است كه آنان خدا و رسولش را به غضب آورده و مستحق عذاب شده‌اند پس آن مرد پاسخ داد : تا كتاب را ببينم ، و پس از چندى گفت من كتاب را ديدم ، ولى تو شمارهء صفحات كتاب را صحيح نگفته بودى ! . و در خصوص همين مسأله نيز ابن ابى الحديد پاسخى گفته كه دست‌كمى از پاسخ آن مرد ندارد . او گفته : صحيح نزد من اين است كه گفته شود : فاطمه - سلام اللّه عليها - از دنيا وفات نمود در حالى كه از ابو بكر و عمر دلگير و ناراحت بود ، و وصيت كرد كه بر او نماز نخوانند . ولى اصحاب ما بر اين عقيده‌اند كه اين از جمله خطاهاى بخشوده‌شدهء آنهاست . و البته بهتر اين بود كه آنان اكرام و احترام او را نگه مىداشتند ، امّا از وقوع فتنه و تفرقه ترس داشته‌اند و آنچه كه به نظرشان اصلح آمده