آگاه است ، و هر چند بر خود عذر بيفكند » . و امير المؤمنين - عليه السلام - در اين باره فرمود : « اما و اللّه لقد تقمّصها فلان و انّه ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرحى . . . » « 1 » .
« هان اى مردم ! سوگند به خدا آن شخص جامهء خلافت را به تن كرد با اين كه مىدانست كه موقعيت من نسبت به خلافت ، موقعيت مركز آسياب به آسياب است كه به دور آن مىگردد » . و خداى تعالى مىفرمايد : «
يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِكُمْ
» « 2 » .
« آنگاه كه به سوى آنان برمىگرديد براى شما عذرهاى بى جا مىآورند ، به آنها بگو عذر نياوريد كه تصديق شما نكنيم ، خدا حقيقت حال شما را براى ما روشن گردانيد . . . » و جوهرى پس از نقل آن خبر از حبيب بن ثعلبه نقل كرده كه مىگويد : از على - عليه السلام - شنيدم كه مىگفت : « سوگند به پروردگار آسمان و زمين - سه بار - رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به من عهد سپرده كه امت پس از من با تو عذر خواهد كرد « 3 » .
و اين كه ابو بكر گفته : « مىترسيدم امت دچار فتنه و فريب گردد » . در پاسخ آن اكتفا مىكنيم به گفتار سرور زنان عالم ، فاطمه زهرا - سلام اللّه عليها - كه جمعى از بزرگان عامه آن را نقل كردهاند ، از جمله احمد بن ابو طاهر در « بلاغات النساء » بدين شرح آورده كه آن مخدّره در ميان زنان بنى هاشم به جانب ابو بكر روان گرديد در حالى كه راه رفتنش مانند راه رفتن رسول خدا بود ، تا اين كه بر ابو بكر وارد گرديده با او به محاجّه پرداخت ، و در ضمن آن به او فرمود :
« . . . تا آن زمان كه خداوند جايگاه پيامبرانش را براى پيامبرش برگزيد ناگهان خار نفاق پديدار گشت ، و پيراهن دين پوسيده گرديد ، و گمراه خاموش به سخن آمد ،
هامش
( 1 ) - خطبهء شقشقيه .
( 2 ) - سورهء توبه ، آيهء 93 .
( 3 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 18 .