در هر حال ، با اين كه عمر در جهات مختلف با ابو بكر يكى بوده و تفاوتى با هم نداشتهاند ولى آن كار خلاف ابو بكر را ( عدم اجراء حدّ قصاص و حدّ زنا دربارهء خالد ) نپسنديده و به آن راضى نبوده است و نيز به لقب دادن ابو بكر خالد را به « سيف اللّه » كه آن را به مسخره مىگرفت .
در « كامل » ابن اثير آمده : عمر به ابو بكر مىگفت : در شمشير خالد نافرمانى و معصيت هست ، و اين مطلب را بارها به او تذكر مىداد ، تا اين كه ابو بكر به او گفت : خالد در تأويلش به خطا رفته است ( يعنى خطايش عمدى نبوده ) ، زبانت را از او برگير ، و من شمشيرى را كه خدا بر سر كافران فرود آورده نيام نخواهم كرد ، و خود خونبهاى مالك را پرداخت نمود و آنگاه خالد را به نزد خود فراخواند ، پس خالد در حالى كه قبايى بر تن و عمامهاى كه تير در آن فرو كرده بود بر سر داشت وارد مسجد گرديد ، عمر چون نگاهش به او افتاد به وى حمله كرد و لباسش را از تنش بيرون آورده او را لگدكوب نمود و به او گفت : مسلمانى را مىكشى و سپس با همسرش زنا مىكنى ! به خدا سوگند تو را سنگسار خواهم كرد ، و خالد هيچ سخن نمىگفت ؛ زيرا تصوّر مىكرد كه نظر ابو بكر دربارهء او نيز همين است .
پس از آن خالد بر ابو بكر وارد گرديده از او عذرخواهى نموده ابو بكر عذرش را پذيرفت و از گناه او درگذشت ! و او را وادار به تزويج نمود با اين كه عرب آن را در ايام جنگ مكروه و مذموم مىشمرد . و آنگاه از نزد ابو بكر بيرون رفته ، عمر او را ديد ، پس به او گفت : نزد من بيا اى پسر ام شمله ! و عمر دريافت كه ابو بكر او را بخشيده از اين جهت ديگر چيزى به او نگفت و متعرض او نگرديد .
مؤلف : اين كه در خبر آمده : « ابو بكر خالد را مجبور به ازدواج نمود . . . » نقض مىكند آن را آنچه كه عمر گفته : « . . . آنگاه با همسر وى زنا كردى . . . » . و آنچه را كه عرب در زمان جنگ مذموم مىشمرد مباشرت با زنان است نه تزويج با آنان .
و بر فرض ارتداد مالك - چنانچه خالد ادّعا نموده . . . - چگونه با همسر او در حالى كه در عدّه بوده ، در شب قتل شوهرش ازدواج نموده است .
* * *
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 443
مساهمون: الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري )
ص٤٤٣