جانشين خود ننموده باشد ، با اين كه امير المؤمنين از ابتداى رسالت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - همراه و همگام با آن حضرت در تمام شئون و سختيها و مشكلات او حضور فعال داشته تا زمانى كه دعوت پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - همه جانبه و فراگير گشته است ، و در همان حال ديگران سرگرم زندگانى خوش خويش و راحت و آسوده خاطر ، و اگر هم گاهى تحركى داشتهاند سرانجام آن فرار بوده است .
يحيى بن محمد علوى - بنا به نقل ابن ابى الحديد - در اين باره گفته : احدى از مردم شك ندارد در اين كه رسول خدا عاقلى كامل و خردمندى هوشيار بوده ، اما اعتقاد مسلمين معلوم ، و اما يهود و نصارى و فلاسفه نيز بر اين باورند كه او حكيمى عليم و فيلسوفى عظيم بوده كه آيينى را هدايت و ملّتى را رهبرى كرده و حكومتى بزرگ را تشكيل داده است ، و او خود به خوبى حسّ انتقامجويى و خوى خونخواهى عرب را مىشناخته و مىدانسته كه اگر فردى از قبيلهاى ، يك فرد از قبيلهء ديگر را بكشد ، اولياى مقتول تا قاتل را به قصاص نكشند از پاى نخواهند نشست . و اگر بر قاتل دست نيابند از فاميل او و اگر از فاميل نيابند حدّ اقل يك يا چند نفر از قبيلهء او را مىكشند ، و اسلام هم در آن زمان كوتاه ، سرشت ديرينهء آنان را دگرگون ننموده و اين عادت و خوى آنان را كه در اعماق جانشان ريشه داشته به كلى عوض نكرده ، بنابراين ، چگونه كسى احتمال مىدهد كه اين انسان عاقل كامل كه خونهاى زيادى از - كفار و مشركين - عرب بر زمين ريخته ، بويژه از قريش ، و يگانه يار و ياورش در اين خونريزيها و قتل و اسارتها پسر عمش بوده ، او را جانشين خود قرار ندهد تا بدين وسيله خون او و فرزندانش را حفظ نمايد ؟
آيا اين انسان خردمند دانا نمىداند كه اگر پسر عمّش را با بستگانش به صورت افراد عادى بگذارد و بگذرد ، آنان را در معرض استيصال و نابودى قرار داده تا لقمهاى براى خورندگان و شكارى براى درندگان باشند ، اما اگر براى آنان قدرت و شوكتى قرار دهد و صاحب حكومت و اختيار گرداند در حقيقت خون آنان را حفظ نموده و از نابودى نجاتشان داده است ، و اين به تجربه ثابت و قطعى است . . .
آيا احتمال مىدهى كه اين موضوع بسيار مهم از خاطر رسول خدا - صلّى اللّه
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري )
ص٣٩٩