تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
مىكرد به علّت تعجيل در پيوستن به رسول خدا در مكه ، از همراهان خود جدا شده فردى از اصحاب خود را به جاى خود بر لشكر امير نمود ، پس آن شخص از حلّه‌هايى كه امير المؤمنين از يمن آورده بود بر بعض لشكريان پوشانيد ، تا اين كه به نزديكى مكه رسيدند . على - عليه السلام - به پيشواز آنان از مكه خارج شد و چون آن گروه را با آن حلّه‌ها ديد چهره‌اش متغير شد و به جانشين خود فرمود : اين چيست ؟ گفت : هدفى جز تجمّل و نمايش در انظار مردم نداشته‌ام . امير المؤمنين به او فرمود : واى بر تو ! زود باش پيش از آن كه به محضر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - شرفياب شوى آنها را بيرون بياور . او اطاعت نمود . و ليكن همراهانش رنجيده ، از على - عليه السلام - به نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - شكايت بردند . ( 1 ) ابو سعيد خدرى مىگويد : آنگاه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در ميان ما بپاخاست و سخنرانى كرد ، از او شنيدم كه فرمود : « اى مردم ! از على شكايت نكنيد كه او در ذات خدا - يا راه خدا - متصلّب و سرسخت است » « 1 » . و در هر حال حديث غدير خم از حيث سند تمام و صحيح بوده هيچ گونه ترديدى در آن نيست ؛ زيرا كه متواتر است ، و حجيت خبر متواتر از بديهيات ؛ و دلالت آن نيز بر امامت امير المؤمنين ، و اين كه آن حضرت همانند رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بوده صريح و غير قابل تشكيك ؛ چرا كه پيامبر در ابتداى آن به حاضران فرموده : « الست اولى بكم من انفسكم ؟ ؛ آيا من نسبت به شما از خودتان اولى نيستم ؟ » . و همگى پاسخ داده‌اند : بله . و پس از اين اقرار به آنان فرموده : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و معناى آن جز اين نيست كه هر كس كه من اولى هستم به او از خودش ، پس على نيز همانند من اولى است به او از خودش ، و تشكيك برادران اهل سنت ما در سند و يا دلالت آن نظير تشكيك « سوفيست » است در بديهيات . وانگهى ، چگونه عقل تجويز مىكند كه پيغمبر امير المؤمنين - عليه السلام - را
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 403 .
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 398 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى